محکم – تنگ سیاست اعتماد انتخابات کارگردان

محکم – تنگ: سیاست اعتماد انتخابات کارگردان حسن روحانی اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی‌شد

«کناره‌گیری آقای قالیباف شرایط را جهت ستاد آقای روحانی راحت‌تر کرد ولی این که حضور آقای قالیباف این اوضاع را از بین می‌برد، خیر، چنین اعتقادی ندارم. یعنی اگر آق

با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی‌شد

با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی شد

عبارات مهم : قالیباف

«کناره گیری آقای قالیباف شرایط را جهت ستاد آقای روحانی راحت تر کرد ولی این که حضور آقای قالیباف این اوضاع را از بین می برد، خیر، چنین اعتقادی ندارم. یعنی اگر آقای قالیباف در صحنه می ماند این دو قطبی شکل می گرفت، نتیجه این دوقطبی هم آن می شد که آقای قالیباف رای پایینی می آورد.»

به گزارش هفته نامه مثلث ؛ «مهدی فضائلی از جمله کسانی است که اعتقاد است اصولگرایان گر چه صحنه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را به رقیب خود واگذار کردند ولی از آنجا که دولت دوازدهم نیز همچون دولت یازدهم یارای پاسخگویی به مطالبات مردم را ندارد، بسیار نیرومند در انتخابات ۱۴۰۰ حضور پیدا می کنند و چهار سال دیگر شانس پیروزی خیلی زیاد از امروز خواهد بود.

با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی‌شد

متن این پرسش و پاسخ را با هم می خوانیم:

وقتی نتیجه های انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بفرمایید انتظار شنیدن چنین نتیجه ای را داشتید؟ الان دو نظر وجود دارد بعضی می گویند اصولگرایان بر اساس برآوردهایی که داشتند، کسب چنین نتیجه ای را آینده نگری می کردند و فقط آمدند تا حرف های خود را بزنند و نقد دولت یازدهم را انجام دهند ولی نظر دومی هم وجود دارد که می گوید اصولگرایان واقعا قصد و نیت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشتند ولی نتوانستند پایگاه اجتماعی مورد نظرشان را به پای صندوق های رای بیاورند. نظر شما چیست؟

هر دو نظر قابل جمع است و منافاتی با هم ندارند. اصولگرایان آمدند هم حرف های ارزش را بزنند و اگر هم بتوانند اقبال اکثریت جامعه را به دست آورند و به پیروزی دست پیدا کنند. بنابراین این طور نبود که تفننی آمده باشند؛ به این معنا که فقط آمده باشند، حرف بزنند و نقد کنند، چون جهت بیان صرف نظر ها می توانستند از راه های دیگر استفاده کنند. بنابراین ضمن آن که فرصتی بود اصولگرایان نظر ها و نظرات خودشان را مطرح کنند در عین حال با نشانه کسب موفقیت به میدان انتخابات ریاست جمهوری گام نهادند. البته اصولگرایان تحلیل و درکی راجع به شرایط صحنه مسابقه داشتند و این طور نبود که گمان کنند دستیابی به این نشانه راحت است.

«کناره‌گیری آقای قالیباف شرایط را جهت ستاد آقای روحانی راحت‌تر کرد ولی این که حضور آقای قالیباف این اوضاع را از بین می‌برد، خیر، چنین اعتقادی ندارم. یعنی اگر آق

این ذهنیت در جامعه ما وجود دارد که مدیر جمهور همواره دو دوره ای هست، شکستن این ذهنیت و این که می شود دوره مسئولیت مدیر جمهوری یک دوره ای باشد، خودش یک بحث مهمی بود چون خیلی از افراد جامعه ما همچنان دو دوره ای بودن مدیر جمهور را پذیرفته اند؛ اگر چه نقدهای جدی به عملکرد آقای روحانی دارند. اعتقاد دارم همین اتفاق هم بسیار مهم و ارزشمند بود که دولت مستقر به صورت کم سابقه ای به چالش کشیده شد و یک لرزه ای بر اندام دولت افتاد. یعنی واقعا مسئولان دولت یازدهم به این فکر افتادند که ممکن است دوره حضور آنها در حوزه مدیریت اجرایی کشور یک دوره ای باشد.

خیلی از اصلاح طلبان مثل آقای زیباکلام آخرهای سال ۹۵ و قبل از این که مسابقه های انتخابات شروع شود، آینده نگری می کردند آقای روحانی ریزش رای داشته باشد ولی چطور شد او حتی ۵ میلیون زیاد از دوره گذشته رای آورد؟

اگر شرایط یک شرایط طبیعی و عادی بود، همان اتفاق می افتاد. منتها یک شوکی را جریان دولت و آقای روحانی وارد کردند. این شوک دو بخش داشت؛ یک بخش به نوعی سوء استفاده از موقعیت دولت مستقر بود که به شکل بی سابقه یا خیلی کم سابقه ای بسیج امکانات دولت را جهت دفاع از مدیر جمهور مستقر و علیه رقبا شکل دادند.

با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی‌شد

به کارگیری بعضا غیر قانونی امکانات دولتی مثل انجام پرداخت هایی در ۳-۲ماه اخیر و برقرار شدن یکمرتبه یارانه ها که البته با توجه به موج انتقادها متوقف شد، تا حدودی مورد تحمل بود ولی بسیج همه دولت اعم از وزرا، استانداران و فرمانداران علیه رقبا نیز خیلی عجیب بود. توصیه دوم بحث بردن جامعه به سمت دوقطبی بود. یعنی دولت و شخص آقای روحانی احساس کردند اگر روال همین روال طبیعی و در بستر رقابتی معمولی باشد، حتما صحنه را به رقیب واگذار خواهند کرد یا اگر هم بتوانند ببرند و انتخابات دو مرحله ای می شود و با یک رای نه چندان قدرتمندی دوره ریاست جمهوری ارزش را می توانند تمدید کنند.

بنابراین تلاش کردند فضا را به سمت دوقطبی ببرند ولی موفق نشدند و شرایط جامعه هم مهیا نبود که آن دو قطبی شدید و مذموم و پرهزینه سال ۸۸ تکرار شود . به هر حال تا آستانه چنین دوقطبی تلاش کردند جامعه را پیش ببرند. به همین علت آقای روحانی خط قرمزها را تا حدود زیادی زیر پا گذاشت تا آنجا که از سوی دوستان خودش نه تنها در خفا بلکه به طور علنی هم نقد شد. بعضی اصلاح طلبان نامه نوشتند و انتقاد کردند از افراط گری که آقای روحانی دارد با شکستن بعضی از خطوط قرمز انجام می دهد.

«کناره‌گیری آقای قالیباف شرایط را جهت ستاد آقای روحانی راحت‌تر کرد ولی این که حضور آقای قالیباف این اوضاع را از بین می‌برد، خیر، چنین اعتقادی ندارم. یعنی اگر آق

به نظر شما اگر آقای قالیباف از صحنه انتخابات خارج نمی شد، می توانست مانع بروز این دو قطبی شود؟

من نگفتم دو قطبی شکل گرفت، بلکه اوضاع را تا آستانه شکل گیری این دو قطبی بردند.

بالاخره ستاد آقای روحانی تلاش کرد که رقیب هراسی را با آقای رئیسی انجام دهد. اگر آقای قالیباف می ماند فکر می کنید صحنه مسابقه چه آرایشی پیدا می کرد؟

با ماندن قالیباف هم اوضاع عوض نمی‌شد

خیلی بعید می دانم عوض کردن می کرد. البته این اتفاق یعنی کناره گیری آقای قالیباف شرایط را جهت ستاد آقای روحانی راحت تر کرد ولی این که حضور آقای قالیباف این اوضاع را از بین می برد، خیر، چنین اعتقادی ندارم. یعنی اگر آقای قالیباف در صحنه می ماند این دو قطبی شکل می گرفت، نتیجه این دوقطبی هم آن می شد که آقای قالیباف رای پایینی می آورد.

برخی اصولگرایان می گویند گر چه آقای رئیسی صورت تجربه نشده، سید، تولیت آستان قدس رضوی بود ولی او دیر به صحنه آمد، برنامه کاری اش جهت دولت آینده خوب مدون نشده بود، خیلی از مردم او را نمی شناختند ولی برعکس آقای قالیباف جهت مردم آشنا شده است بود، سابقه روشن و موفق کاری در مدیریت شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران و برنامه کاری جهت دولت دوازدهم داشت. بر این اساس نیاز نبود که نیروهای جریان اصولگرا خیلی جهت شناساندن او انرژی صرف کنند. در واقع چندین گام جلو بودند. با این توضیح بفرمایید اگر آقای قالیباف می ماند و آقای رئیسی کنار می رفت، جهت جریان اصولگرایی نتیجه بهتری کسب نمی شد؟

سه نظر متفاوت در بین جریان اصولگرا وجود داشت. الان هم طبیعتا هر کسی از نظر خودش دفاع می کند. از قبل آینده نگری شده است بود که تصمیم نهایی در هفته آخر اتخاذ شود. یک سناریو آنی بود که اتفاق افتاد یعنی آقای رئیسی بماند و آقای قالیباف به نفع او کنار برود که نتیجه اش را شاهد بودیم. سناریوی دوم کنار رفتن آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف و سناریوی سوم حضور هر دوی مردها در صحنه انتخابات بود. حامیان سناریوی سوم می گفتند حضور هر دوی مردها رئیسی و قالیباف انتخابات را به دور دوم می برد. در واقع پشت سر هر سه سناریو منطقی وجود داشت که به هر یک از آنها اشتباهات و نقدهایی وارد بود. اعتقاد دارم ممکن است طرفداران دو سناریوی دیگر امروز بگویند اگر ایده آنها دنبال می شد نتیجه دیگری رقم می خورد ولی چون آن سناریوها آزموده نشدند نمی شود با قاطعیتی راجع به آنها سخن گفت و اظهارنظر کرد.

نقش آقای جهانگیری در پیروزی آقای روحانی چقدر بود؟

به نظرم خیلی موثر بود از این جهت که وقت آقای روحانی عملا دو برابر شد، یعنی هم خود او و هم خود آقای جهانگیری از عملکرد دولت یازدهم دفاع می کرد. البته از اول هم مشخص بود آقای جهانگیری جهت مسابقه به صحنه نیامده هست. بنابراین هر دو از عملکرد دولت یازدهم دفاع می کردند ضمن آن که در تهاجم به رقبا نیز هر دو وقت داشتند. ضمن آن که در خیلی از حوزه های اقتصادی میزان اشراف آقای جهانگیری جهت توضیح و تبیین و پاسخگویی خیلی زیاد از آقای روحانی بود بنابراین به نظرم حضور او در رقم خوردن نتیجه موثر بود.

مناظرات تلویزیونی در شکل گیری سبد آرای نامزدها چه میزان تاثیر داشت؟ قبل از شروع رسمی تبلیغات نامزدها تحلیلی مطرح می شد که دولت مخالف برگزاری مناظرات است و هنگامی که هم اعلام شد مناظرات تلویزیونی غیر زنده و ضبط شده است خواهد بود تحلیل یاد شده است زیاد و پررنگ تر به چشم آمد و برداشت عمومی هم این شد که دولت از رویارویی کلامی با رقبای خود می ترسد و هراس دارد و در برابر این اصولگرایان هستند که دست پر هستند و حرف جهت گفتن دارند. چطور دولت چالش مناظرات را جهت خود تبدیل به وقت کرد ولی اصولگرایان نتوانستند وقت بالقوه خود را به حالت بالفعل درآورند؟

دولت ترجیحش این بود که مناظرات تلویزیونی زنده نباشد و خیلی هم پیگیری کردند این اتفاق بیفتد ولی نهایتا هنگامی که موفق نشدند تلاش به این سمت رفت که از این وقت استفاده بهینه را داشته باشند و موفق شدند. به نظر من آقای روحانی به طور مشخص تلاش کرد زمین بازی را عوض کند. زمین مهم بازی باید در محدوده کارآمدی و عملکرد اقتصادی دولت شکل می گرفت اگر این طور می شد قطعا دولت توان و داشته زیادی جهت پاسخگویی و برون رفت از این اوضاع را نداشت ولی در مناظرات نامزدها به خاص مناظره سوم دیدیم آقای روحانی با یک سازوکار کاملا طراحی شده است در چارچوب عملیات روانی وارد این مناظره شدند و اوضاع قرعه ها نیز یاری ارزش کرد و کمک کرد که آقای روحانی بتواند آن طراحی صورت گرفته عملیات روانی را خوب اجرا کند.

چرا اصولگرایان نتوانستند از فرصتی که داشتند بهتر استفاده کنند؟

یک بخشی به ضعف و قوت های افراد بر می گردد. توصیه دیگر آن که از ابتدا مشخص بود آقای رئیسی خیلی با احتیاط و ملاحظات اخلاقی بیشتری در مناظرات حضور پیدا خواهد کرد ولی آقای روحانی خیلی راحت تر در این صحنه ها عمل می کند.

به نظر شما آقای روحانی در چهار سال آینده چه رویکردی را دنبال خواهد کرد چون در نطق بعد از اعلام نتیجه های گفت: «رئیس جمهور همه ملت است» بالاخره تعبیر «همه ملت» مشمول بر منتقدانش هم می شود. به نظر شما در صحنه عمل آقای روحانی چطور عمل خواهد کرد؟

باید بگوییم امیدواریم ولی خیلی امید جدی وجود ندارد. آقای روحانی در دوره اول ریاست جمهوری خود نیز چنین حرف هایی را می زد ولی چهار سال دوم شاهد چالش های خیلی جدی در صحنه اداره کشور خواهیم بود. محور مهم نیز شرایط اقتصادی کشور است که خیلی بعید به نظر می رسد اتفاق مثبتی بیفتد به علت نوع رویکرد و مواجهه ای که دولت با این حوزه دارد. بی توجهی و عدم باورمندی دولت به ظرفیت و توانمندی داخلی به نظر نمی رسد عوض کردن کند.

البته در یک حوزه هایی هم مجددا ما شاهد چالش هایی می توانیم باشیم، به این معنا که اگر آقای روحانی بخواهد بحث برداشتن تحریم ها را دوباره مطرح کند با وجودی که الان هم برداشته شدن تحریم های مربوط به حوزه هسته ای سرانجامی پیدا نکرده و مردم تصویر و نتیجه آن را احساس نکردند حالا دوباره کشور را بخواهند وارد زمینه هایی کنند که موجب معطل ماندن پیگیری به پرسشها مهم کشور همچون دوره مذاکرات هسته ای شود، می تواند زمینه ساز یک سری اتفاقاتی در جامعه باشد که به هر حال باید جهت آن دلواپس بود و به هر حال باید پیشگیری کرد. دولت مسئولیت مهم را در پیگیری مطالبات بر زمین مانده مردم در حوزه اشتغال و خروج اقتصاد کشور از رکود دارد. باید منتظر ماند و دید اتفاقی رخ خواهد داد یا خیر. باتوجه به آن چه در ۴ سال اول گذشت و در جریان مسابقه های انتخاباتی شاهد بودیم به نظر می رسد توجه به اقتصاد محور مهم کار دولت دوازدهم نخواهد بود.

آینده سیاسی آقای رئیسی را چطور ارزیابی می کنید ؟ بعضی معتقدند او تا آخر حکمی که دارد تولیت آستان قدس رضوی را ادامه می دهد و صرفا روی این حوزه متمرکز می شود، نگاه دوم می گوید آقای رئیسی در کنار تولیت آستان قدس رضوی، لیدری و شیخوخیت جریان اصولگرا را نیز بر عهده می گیرد؛ جایگاهی که بعد از فوت آیت الله مهدوی کنی متولی نداشت، در واقع نقش سید محمد خاتمی را در اردوگاه اصولگرایان ایفا خواهد کرد. تحلیل سوم آن است که آقای رئیسی علاوه بر ادامه فعالیت در جایگاه تولیت آستان قدس رضوی و برعهده گرفتن لیدری و شیخوخیت جریان اصولگرا، در چهار سال آینده خود را جهت حضور نیرومند تر در صحنه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ آماده می کند و به نوعی با جبران نقاط ضعف خودش در این دوره از انتخابات، نیرومند تر پا به عرصه مسابقه ۴ سال آینده می گذارد، نظر شما چیست؟

به نظرم گزینه سوم محتمل تر هست. آقای رئیسی در تولیت آستان قدس می ماند و دلیلی هم ندارد که نماند. ضمن آن که حضور آقای رئیسی به عنوان نامزد بالقوه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ خیلی دور از ذهن نیست.

آقای قالیباف چه سرنوشتی را در عرصه سیاسی کشور خواهد داشت؟

آقای قالیباف یک مدیر اجرایی نیرومند و کارآمد است و حتما از او در عرصه های مهمی استفاده خواهد شد ولی این که به عنوان فعال سیاسی یا نامزد انتخابات ورود کند مقداری بعید هست؛ مگر این که یک شرایط خاص و جدیدی پیش آید.

واژه های کلیدی: قالیباف | انتخابات | اصولگرایان | ریاست جمهوری | نامزد انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs